گاهی وقت ها کله می کنم
می خواهم برشم دارم بروم بالای کوهی
پرتشم کنم پایین
بعد هر هر بخندم به افتادنشم
که ایستاده مش ام
گاهی وقت ها بازی ام می دهدمش
مثلاً همین چند دقیقه ی پیش که رویا میگفت: دوستت دارم
او اوم بود
و درِ گوشش گفتشم : (می خورمت)
می خواستم بدادم که نه ...
لب هایم را گرفتشم دادشممشان به رویا
و هر هر خندیدشم
اصلاً همین حالا که دارم همین را میگویم
داردم همین را می نویسدم
گاهی وقت ها کَله می کنم
تیغ را بر می دارم تمامشم کنم
کله می کندم
تیغ را بر می داردم که تمامم کندم
همین
همین که می گویم آخ ...
الیاس قنواتی