تبليغاتX
دمپایی سوخته - اسم شعر (نام این شعر هر زهر ماری که دوست دارید)
به تنم اتو می کشید

کسی که قرار نبود زن باشد

همیشه با نوازش شروع می شود .

با دو پا که در من رفت زندگی آغاز شد

طرز لطیفی از عشق

تماس مدام تن با من

من شلوار آقای ایکسم

مرا پا کرد و بیرون زد

از توی سوراخ تنم سیگارش را بیرون کشید  

سر در گم سردرگمی یک عشق بود

بی آن که به من زبانی داده باشد

این را با خودکاری می نویسم که حرام زاده دیر هل داد توی سوراخم

من عاشق حرام زاده بودم

و می دانم می خواهد  با اتو تنم را بسوزاند

کسی که حالا به جای من است

                                                     الیاس قنواتی

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 15:38 توسط الیاس |