تبليغاتX
دمپایی سوخته -

خیابان ها دارند دست تکان می دهند

تاکسی ها بی تفاوت رد می شوند

من زل زده ام به تمام دخترانی که به من زل زده اند

و چه دردی دارد

گیج توی خیابان ویج می روم

و دارم به تمام گل ها شک می کنم

از مرد ها بدم می آید

که توی خیابان با غرور راه می روند

از تاکسی ها متنفرم

که جلوی پای معشوقه ام بوق میزنند

بوق میشوم برای تو می زنم

بی بخشش اعدامم کنید

من از معشوقه های عمومی بدم می آید

قورباغه ای پشت سر معشوقه ام راه می رود

با صدایی مسخره زمزمه می کند

خانم من معلولم به من پا می دهی

لبخندم را روی لبان تو می چسبانم

اخم می کنم

نه برش می گردانم

به من چه

من از معشوقه های عمومی بدم می آید

الیاس

قنواتی

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 0:14 توسط الیاس |