این جا کار گاه ریسندگیست
و تقدیمی ها حول نخ می چرخند
یک نخ برای تو یک نخ برای پدرم
به من هیچ ربطی ندارد که چه کسی دارد به تو نخ می دهد
به من هیچ ربطی ندارد که سبزی چشم هایت ارثیه ی کیست
یا روسریت چرا گلدان نیست
مسعله ناموسیست
پرستاری که میان انگشتانت دود می شود نامزد پدر من است
و این به من ربط دارد
درست مثل آهو که به علی ربط دارد
درست مثل زمین که به درخت ربط دارد
و بادبادک که به نخ
اینجا کار گاه ریسندگیست
یک نخ برای پدرم ده نخ برای تو
الیاس
قنواتی