کی مثل تو به من نگاه می کند
یا چه کسی چشم های تو را دارد
نا مردم راست گفتی باد مرا می چرخاند
من می چرخم
زمین تو ام هرشبانه روز یک بار دور تو
و هر سال که به خودم می رسم می ترسم
نترس من یک گاو دو پاام
این تنها تفاوت من است
که به ثواب های جهنمی علاقه ی بسیاری دارم
و آتش رویای هر شب من است
همان که برای بعضی هاپا روی خودش گذاشت گلستان شد
حالا مانده ام که با این همه سوال چه کنم
تنها نشسته ام منتظر کی
یا ...
نا مردم راست گفتی
الیاس قنواتی
بنويس توی تمام دفتر هایت
که تمامی آگهی های فوت دروغ اند
که تمامی تولد ها دروغ اند
و تنها لبهای تو که چسبیده اند به ذهنم واقعیت دارند
تو توی تمام سطر های شعرم ایستاده ای
داری بنگ میزنی
بنگ بنگ توي مغزت
خون روي شعرم لخته مي شود
وسرخي چشم هايت به لب هايت مي آيد
نكند لب هايت به لب هايم نيايد
تصادف كن
بانوي من با من تصادف كن
كه من تصادف هاي عشقي را دوست دارم
من وتو بايد خسارت هاي زيادي ببينيم
كه يك روز ازراييل به سلامتي ما بنگ مي زند
بنگ بنگ توي مغزمان
خون پاشيده مي شود
وكسي توي دفترش مي نويسد
بنويس توی تمام دفتر هایت
كه تمامي آگهي هاي فوت دروغ اند
و تنها بنگ بنگ بنگ
الياس قنواتي