چشم هایم را کاملا باز کنم
که بند لباسی تو سینمای جالبیست
جوراب هایت که سپید می زنند و قرمز
در باد چون پرچم صلح می ماند و جنگ
مانده ام که دوستت بدارم یا ...
پیراهنت که حرفی نمی زند
انگار از دوری تن اعتصاب کرده
وسینه بند ت که در باد پر می شود
و لذت دست کشیدن دارد
یقینا شلوارت از بازیگرانه تازه ی این سینماست
هنوز خیس خیس است
و بازی گران دیگری
که دیالگ هایشان را فوت می کنند توی صورتم
من روز های گذشته ی تو را
پریروزت را
دیروزت را
توی این سینما می بینم
و بازیگرانی که تا به حال ندیده ام
یعنی فردا
و فردا چقدر زیبا ای
و فردا چقدر زیبا ای
------------------------------------------------------------
خانم ها آقایان سر به هوا راه بروید
پا به هوا راه بروید
این جا میدان مین است
من به معشوقه ام فکر می کنم
که هر بار گوشواره هایش دستم را می زد
که بیدست دوستم ندارد
که بی پا چگونه بروم سر وعده گاه
بزن تیر بزن
به وطنم فکر می کنم
که تن نمی خواهد
لعنتی تیر بزن
نکند فردا کودکم نام مرا تیر خورده به زبان بیاورد
به تن نیمه جانم تیر بزن
که پرنده ها از آتش می پرند
جهنده ها چه کنند
خزنده ها چه کنند
که بیدست روز تولد کودکم چگونه دست بزنم
که بی پا ...
خانم ها آقایان سر به هوا راه بروید
پابه هوا
اینجا میدان مین است
الیاس قنواتی