تبليغاتX
دمپایی سوخته

 

به بودنم شک می کنم

سرم را توی دیوار می کوبم

سطر ها روی زمین پخش می شوند

این پاره سطر ها مال تو ست

دختره خیا بانی من

شب که شد فکر کن من هم خیا بانیم

ق ل ویک خط تیره

که ما تکلیفش را روشن می کنیم

ق  ل  ویک خط روشن

خواننده ی عزیز به تو ربطی ندارد

شتر دیدی ندیدی

 

الیاس

 

+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 13:27 توسط الیاس |

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

وچهار شبانه روز دیگر

چهارپایه شدیم

بی پا به بختمان پشت پا زدیم

موش های موزی به انبار های زیر زمینی نفوظ پیدا کردند

و ارقام جفت نمی شدند

آنها خوابیدند

خوردند

خوابیدند

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

و چهار شبانه روز دیگر

 

الیاس

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 7:54 توسط الیاس |

کافیست

فضای خالی انگشتانت را پر می کند

از چپ می شکنیم

از راست یک ضرب تا ته

روی تابلو می چسبیم

خطر ریزش کوه

عبور حیوانات وحشی ممنوع

 

 

الیاس

+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 10:53 توسط الیاس |

روي جغرفييايت دست مي كشم

 

اين پارگي ها بخيه مي خواهند

 

 

 

                                       الیاس

+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن 1384ساعت 17:17 توسط الیاس |